خرید بک لینک
من پرونده های زیادی در موضوع رمالی و فالگیری دیدممثل موردی که رمال به بهانه نوشتن دعا پشت یه خانم ، اون و به یه باغ خلوت کشونده بود و توسط همدستش از خانم که لباسش و برای نوشتن دعا درآورده بود فیلم گرفته بود ، و اخاذی می کرد و یا رمالی که تو تنور آینه گذاشته بود و پول خیلی ها رو برده بود ، ولی دیروز شاهد یه ماجرای دیگه بود که به شدت متاثرم کردم .پسره هر روز صبح مسافت یه ساعته رو برای گرفتن دعا از رمال به شهر ما می اومده و چهار تا دعا می گرفته و باز مسیر یه ساعته رو برمی گشته تا روز خوبی و شروع کنه و کسب و کارش رونق داشته باشه .و در دو سال بیش از 60 میلیون تومن به رمال پول داده و البته معادل همین مبلغ هم برای رفت و آمد هزینه کرده. پسر صاف و ساده ای بود . خیلی وقته این سوال برام پیش اومده که صاف و ساده بودن جنبه مثبت انسانهاست یا جنبه منفی؟!حالا جدا از کار اون جوون که حتما حماقت بود ، در این زمانه کج رفتار ، سادگی و باید مثل گنج غنیمت شمرد و احترام گذاشت یا طردش کرد و تقبیح ؟من آخرش نفهمیدم مرز بین سادگی و زرنگی کجاست ؟سادگی تا چه حدی حماقته و تا کجا قابل تقدیر؟ زرنگی اگه خوبه چرا آدمها

برچسب: نویسنده: کارن شجاعی تاريخ: پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 22:12

دلنوشته :

عصر که می شود
باز دلم آوار می شود روی سرم
بهانه صدایت را می گیرد
دوست ندارم آرامش کنم
بگذار تا ابد برایت دلتنگی کند

برچسب: نویسنده: کارن شجاعی تاريخ: پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 22:12

این چندمین باره که یکی از دوستام باهام تماس می گیره و انگار که چیز مهمی کشف کرده باشه ،و با گریه و شیون خبر از واقعه مهم می دهو اون چیزی نیست جز کشف رابطه شوهرش با یه نفر جنس مخالف.و این کشفیات اکثرا در پی وارسی گوشی تلفن همراه شوهرشون به نتیجه می رسه و انتظار دارن وقتی ماجرا رو برام تعریف میکنن ، منم همراهی شون کنم و بگم زود سند ازدواجت و بیار حساب شوهرت و برسیم .وقتی می گم خب ببخشش شوکه می شن . انگار حرف خیلی عجیب و غریب و می زنممگه قرار نبود تو شادی و غم ، تو راحتی و سختی ، تو فقر و ثروت همراه هم باشیم ؟چه اتفاقی برای ما افتاده؟چطور ممکنه با کشف یه اس ام اس به هم تهمت بزنیم؟اصلا به فرض که چنین رابطه ای هم باشهمربوط به روابط شخصی شوهرتون می شه.چرا وسایل شخصی اش و وارسی می کنید؟ چطور آبروی شوهرتون و خانواده تون و به حراج می زارید ؟یعنی بخشیدن یه اشتباه اینقدر سخته؟چرا تو همه روابطتون سعی می کنید همه مسایل اخلاقی و رعایت کنید، به شوهرتون که می رسید هیچ گذشت و اغماضی ندارید ؟

برچسب: نویسنده: کارن شجاعی تاريخ: پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 22:12

لحظه دیدار نزدیک است باز من دیوانه ام ، مستم باز می لرزد دلم ، دستم باز گویی در جهان دیگری هستم های ! نخراشی به غفلت گونه ام را ، تیغ ! های ! نپریشی صفای زلفکم را ، دست ! آبرویم را نریزی ، دل ! ای نخورده مست ! لحظه دیدار نزدیک است ... " مهدی اخوان ثالث "

برچسب: لحظه دیدار نزدیک است,لحظه دیدار نزدیک است اخوان,لحظه دیدار مازیار فلاحی,لحظه دیدار نزدیک است سهیل نفیسی,لحظه دیدار تو شد,لحظه دیدار مشکاتیان,لحظه دیدار نزدیکست,لحظه دیدار مارتیک,لحظه دیدار عشق,لحظه دیدار یار, نویسنده: کارن شجاعی تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 12:14

دلنوشته : وتو چقدر سنگدلی...آن وقت به من می گویند سنگدل،من که با هر نسیمی، دل از دست می دهم؛با هر بارانی ، غرق رویای دستانت می شوم؛با من از دیروز نگو... دیروز سراسر تاریکی و اندوه،با من از فردا نگو...فردای گنگ و نامعلوم،با من از امروز بگواز امروزی که هستی ، و بودنت آتش می زند بر هستی امبا من از دریا بگو موجم و دلتنگ شن های گرم ساحل با من از عشق بگوای سراپا همه خوبیای تمنای دل

برچسب: با من بگو شعر ترنم,با من بگو از عشق ای آخرین معشوق,با من بگو تا کیستی,با من بگو از عشق,با من بگو,با من بگو تو کیستی,با من بگو تا کیستی دانلود,با من بگو راز بهاران,با من بگو تا كيستي,مجید بامن بگو از عشق, نویسنده: کارن شجاعی تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 12:14

دلنوشته: بعضی وقتها فکر می کنم اگه یه روز صبح از خواب بیدار نشم ، تو این دنیای به این بزرگی چه اتفاقی می افته؟ و جواب اینه : هیچی ... خورشید مثل همیشه نور و گرماش و به همه می بخشه و ماه برای خودش تو آسمان بی رقیب جولان می ده . شاید یه هفته طول بکشه وسایل و لباسهام و از جلوی چشم شون جمع کنن ... بعد از یه مدت دیگه حتی یادم هم یادشون نمی کنه . کاش تو روستا بودم ... حس می کنم اونجا زندگی بیشتر جریان داره . اونطوری شاید صبح ها مرغ و خروس ها به هوای خوردن دونه از دستم جلوی در اتاقم صف می کشیدن ... شاید گاو و گوسفندها برای شنیدن صدام بی تابی می کردن ... گذر خاکی جلوی خونه هم

برچسب: زندگی چت,زندگی زیباست,زندگی نامه فردوسی,زندگینامه حافظ,زندگی چیست,زندگی پس از مرگ,زندگینامه مرتضی پاشایی,زندگینامه سعدی,زندگینامه امام حسین,زندگی خصوصی, نویسنده: کارن شجاعی تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 12:13

صفحه بندی